X
تبلیغات
دوست

دوست

نفس کشیدن زیباس اگردر کنار توباشد عشقم.

اختراع چیپس

ماجرای جالب اختراع چیپس

 

چیپس در آمریکا متولد شد. اما پدری داشت به نام سیب‌زمینی سرخ شده که اولین بار در اواخر قرن ١٨ به وسیله شخصی به نام “توماس جفرسون” در آمریکا معرفی شد

در اوایل قرن ١٩، سیب‌زمینی سرخ شده به تدریج محبوبیت پیدا کرد تا جایی که وارد فهرست غذایی رستوران‌ها شد

یکی از شب‌های زمستان سال ١٨٥٣ در رستوران “دریاچه ماه” در ساراتوگای ایالت نیویورک شخصی همراه شام، سیب‌زمینی سرخ شده سفارش داد. پس از دریافت غذا این شخص که ظاهرا “کوریلیوس وندربیلت” نام داشت، با اعتراض به این که سیب‌زمینی‌ها خوب سرخ نشده‌اند و چندان ترد نیستند آنها را به آشپزخانه پس فرستاد

جورج کرام”، سرآشپز رستوران که از این انتقاد حسابی عصبانی شده بود برای تمسخر، سیب‌زمینی‌ها را به نازکی کاغذ برید، به شدت به آنها نمک زد و دوباره سرخشان کرد و محصول را به این خیال که غیرقابل خوردن است سر میز “وندربیلت” برد؛ اما دست‌پخت “کرام” به جای یک غذای بی‌مصرف، یک شاهکار از آب درآمد و به همین راحتی چیپس اختراع شد

صاحب رستوران “دریاچه ماه” به زودی این خوراکی را وارد فهرست غذای خود کرد. چندی بعد “کرام” برای خود رستورانی باز کرد که سیب‌زمینی نازک سرخ‌ شده را به شهرت رساند. “کرام” اسم این اختراع را به یاد رستوران اول “چیپس ساراتوگا” گذاشت. (چیپس Chips جمع Chip به معنی ورقه و لایه نازک است). به این ترتیب نام چیپس به طور رسمی وارد ادبیات غذایی شد و به زودی رستوران‌های دیگر نیز شروع به عرضه آن کردن

اما این “ویلیام تاپندون” از اهالی اوهایو بود که برای اولین بار چیپس سیب‌زمینی را از رستوران به مغازه‌های خواربار فروشی برد. در سال ١٨٩٥ او فروش چیپس را به خواربار فروشی‌های محل شروع کرد و وقتی کارش گرفت، طویله‌اش را به اولین کارخانه چیپس سیب‌زمینی دنیا تبدیل کرد. کم‌کم مصرف چیپس آنقدر زیاد شد که در اولین سال‌های قرن بیستم چند شرکت و کارخانه بزرگ برای تولید انبوه آن بنا کردند

امروزه چیپس سیب‌زمینی در شکل‌ها، مزه‌ها و مارک‌های مختلفی تولید و عرضه می‌شود که بعضی از آنها به جای ورقه‌های سیب‌زمینی از قطعه‌های ریز به هم پیوسته آن استفاده می‌کنند

راستی فکر می‌کنید اگر در آن شب سرد، “کورپلیوس وندربیلت” مشکل‌پسند، هوس سیب‌زمینی سرخ کرده نمی‌کرد، یا “جورج کرام” آشپز انتقادپذیری نبود، جهان چند سال دیگر در انتظار چیپس باقی می‌ماند؟

 

تهیه شده توسط : مثلث
+ نوشته شده در  91/02/07ساعت 23  توسط مثلث  | 

چگونه آرایش سرد کنیم

آرایش سرد

هنرمندان و متخصصین آرایشی لیستی از نکات مفید آرایشی تهیه نموده اند. رعایت این نکات و اصول اولیه و پیشرفته آرایشی برای زیباتر و طبیعی تر جلوه دادن شما بسیار راحت و آسان است.
یک آرایش زیبا با یک کرم پودر خوب شروع می شود. بطور مثال اکثر خانمها مانند اکثر خانمهای آسیایی ها و آفریقایی ها دارای پوستی با رنگ پایه زرد هستند. دانستن این واقعیت یکی از مهمترین نکات آرایش کردن است. وقتی خانمی با این رنگ پوست از کرم پودر صورتی پررنگ یا نارنجی استفاده می کندآرایش خیلی مصنوعی به نظر می رسد و این خانم برای داشتن یک آرایش طبیعی و یکدست باید از کرم پودرهایی با پایه زرد استفاده نمایند.

رنگهای اولیه اصلی
مثل قرمز، زرد و آبی که از این رنگهای اصلی رنگهای دیگر را میسازیم.

رنگهای ثانویه یا فرعی
از ترکیب مساوی دو رنگی اصلی به وجود می آیند. مثل:
زرد + آبی = سبز
قرمز + زرد = نارنجی
آبی + فزمز = بنفش


در آرایش طبیعی کشیدن خط چشم دور تا دور چشم و سایه های دو رنگ زیاد مطرح نیست، اصل مهم قرینه نبودن آرایش چشم و گونه است که مهمترین ویژگی صورت طبیعی است. اینکه چگونه باید آرایش کنیم را همه ما از سنین خردسالی وقتی یواشکی به سراغ کیف لوازم آرایش مادرمان می رفتیم و سر و صورتمان را قرمز می کردیم بلدیم. آنچه اهمیت دارد طریقه صحیح آرایش و رفع عیب های صورت با استفاده از محصولات آرایشی است به عبارت دیگر یک آرایش ترمیم کننده. قبل از اینکه ببینیم چه رنگی به صورتمان می آید و چه رنگی مناسب تابستان است ابتدا باید به فکر ترمیم چاله های صورت بود. ابتدا صورت را با یک لایه کرم مرطوب کننده بپوشانید. سپس قلم مو را به پن کیک آغشته و روی صورت بزنید. در صورت استفاده از کرم پودر آن را روی اسفنج خیس مالیده و سپس روی صورتتان پخش کنید.

 تهیه شده توسط : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/07ساعت 23  توسط مثلث  | 

در کدام ماه متولد شده ای؟

درباره متولدین هر ماه از این كارها اجتناب كنید

 

زن متولد فروردین

1انتقاد كردن از او در حضور دیگران بسیار وخیم است.در واقع او از انتقادات و حتی پیشنهادات در زمانی هم كه با یكدیگر تنها هستید زیاد خوشش نمی آید

مگر اینكه این پیشنهادات كاملا سازنده بوده و با مقداری ملاحظه و احتیاط مطرح شوند.

2وقت نشناسی بخصوص او را بسیار ناراحت می كند.این واقیعت كه خود او هم بندرت وقت شناس است,دلیل موجهی برای وقت نشناسی شما محسوب نمی شود!

3سعی نكنید دقت و توجه او را منحصرا به خود اختصاص دهید,زیرا او احتیاج دارد روزانه مقداری تنهایی و خلوت داشته باشد.

4از طعنه زدن و سرزنش كردن,زرنگی,بدزبانی و ناپختگی بپرهیزید.

5او موجودی مشكل پسند و باریك بینی است,بنابراین همیشه مراقب مرتب بودن سر و وضع و مطبوع بودن شخصیت خود باشید.

 

مرد متولد فروردین

1در اولین ملاقات حالت تهاجمی نداشته باشید.اگر به طرف او جذب شده اید

حداقل بگذارید او فكر كند كه خودش در اظهار علاقه پیشقدم شده است.

2از هر نوع دخالتی در كارهای شغلی اش اجتناب كنید.

3او شدیدا از تظاهر و خودنمایی بدش می آید بنابراین سعی نكنید با مهم جلوه دادن خودتان و یا موقعیت اجتماعی خود او را تحت تاثیر قرار دهید.تا جایی كه می توانید طبیعی و بی پیرایه باشید.

 

زن متولد اردیبهشت

1سعی نكنید چگونگی تفكر او را تغییر بدهید,زیرا او حس می كند برای حفظ

عقاید شخصی و خصوصی خود حقوقی دارد.

2برای اینكه با او كاملا هماهنگ باشید نباید او را وادار كنید علیرغم میل خود جایی برود و یا كسی را ملاقات كند.

3با او دعوا و جر و بحث نكنید.او شدیدا از اعتشاش و پرخاش بدش می آید.

4علاقه او به حرف زدن و نوشتن صحیح و درست,شما را ملزم می كند به انتخاب لغات و گرامر صحیح توجه و دقت داشته باشید.

5از اینكه موجودی پول پرست,مفلوك و یا طعنه زن به نظر بیاید اجتناب كنید,

زیرا طبیعت بخشنده او با این خصوصیات تناقض دارد.

 

مرد متولد اردیبهشت

1درباره سایر مردها و نقاط مثبتشان صحبت نكنید بخصوص در مورد كسانی كه قبلا می شناختید یا فرضا شوهر سابقتان.از حسود كردن او بپزهیزید.

2او را درگیر خویشاوندان خود نكنید.اجبارهایی رابه او تحمیل نكنید و قرارهایی نگذارید كه با سلیقه او جورنیست.

3از بد قولی بپرهیزید و عادات افراطی را در خود سركوب كنید.

4از شب زنده داری زیاد خودداری كنید حتی اگر ظاهرا به نظر بیاید كه او این كار را دوست دارد.علیرغم اینها او به آسانی از شب زنده داری خسته می شود.

 

زن متولد خرداد

1هر نوع آمادگی برای تغییر خلق و خو بدون دلیل واضح,بی صبری یا پرخاشگری را در خود سركوب كنید و از موضوعات جدال برانگیز بپرهیزید.

2مشكلات خود را نزد او نبرید زیرا این موضوع او را افسرده می كند.

3سعی نكنید زندگی,عادات ,دوستانش را نظم و ترتیب بدهید.او طبیعتا موجود بسیار مستقلی است.

4خودتان را با اشخاص دیگر مشغول نكنید و مواظب هر نوع بی نظمی و بی توجهی در مورد عادات لباس پوشیدن خود باشید.

 

مرد متولد خرداد

1بدون اینكه خودش مایل باشد در زندگی خصوصی و افكار او كنجكاوی نكنید.

2به محافظه كاری او,با سخن گفتن غیر عادی,لباس پوشیدن غیر عادی,و كارهای غیرعادی دیگر,خدشه وارد نكنید.خیلی احتمال دارد كه او سیگار كشیدن یا مشروب خوردن شما را تایید نكند.

3هر نوع تمایل به بد خلقی,اغتشاش یا ناسازگاری را در خود سركوب كنید.

4سعی نكنید به او توصیه كنید كه چه بخورد و چه بپوشد و اگر به نظر می رسد كه به دوستان شما علاقمند نیست آنها را به او تحمیل نكنید.

 

زن متولد تیر

1لاابالی و نامرتب نباشید و نسبت به سر و وضع و رفتارتان بی توجهی نشان ندهید.

2از جر و بحث در مورد مسایل شخصی خودتان با او در انظار عموم خودداری كنید.

3از ولخرجی اجتناب كنید زیرا او صرفه جویی و عقل معاش را تحسین می كند.

4در حضور دیگران از انتقاد كردن از او خودداری كنید.

 

مرد متولد تیر

1سعی نكنید بر او مسلط شوید.

2از ولخرجی و اسراف و همینطور دخالت دادن اقوام در كارها دوری كنید.

3در رفتار خود محافظه كار باشید,از آرایش زیاد و لباسهای عجیب و غریب بپرهیزید.

4از برنامه ریزیهای كامل اجتماعی خودداری كنید,بگذارید او خودش برنامه ریزی كند.

 

زن متولد مرداد

1از لباسهای او,دوستانش,شخصیتش یا خانه اش انتقاد نكنید.

2از بحثهای مذهبی و سئوالهای مربوط به خانواده اش خودداری كنید.

3سعی نكنید بر او مسلط بشوید.مواظب باشید كه عقاید خود,دوستان خود,ورزشهای مورد علاقه خود و ترجیحات خود را در مورد موضوعات مختلف,به او تحمیل نكنید.

4با او دعوا و غرغر نكنید.از آنجایی كه او از طفره رفتن عصبانی می شود همیشه با او صادق و راستگو باشید.

 

مرد متولد مرداد

1سیگار نكشید,آدامس نجوید و در سایر عادات شخصی خود افراط نكنید(اگر حس می كنید كه از این كارها خشمگین می شود).او در این موارد احساس خودش راروراست به شما خواهد گفت.

2از پرگویی در مورد خودتان,شغلتان,دوستانتان و بخصوص مردانی كه می شناسید خودداری كنید.او دوست دارد خودش در مركز صحنه باشد.

3به طور آشكار از مردها دلربایی نكنید و هرگز سعی نكنید حسادت او را عمدا تحریك كنید.

4سلطه جویی او را بپذیرید و او را وادار نكنید به مكانهایی برود یا كارهایی بكند كه هیچ اهمیتی به آنها نمی دهد.

5او از اینكه در حضور جمع مورد بحث واقع شود و یا از او انتقاد بشود خوشش نمی آید.

 

زن متولد شهریور

1از عصبانی شدن و از كوره در رفتن اجتناب كنید,او آرام و وقار را تحسین می كند.

2از انتقادهای او ناراحت نشوید,زیرا او به طرف كمال حركت می كند,هم برای خودش و هم برای شما.

3-بدون مشورت با او تصمیمی نگیرید.او دوست دارد اظهار نظر كند و احساس كند كه برای شما مفید است.

4زمانی كه حس می كنید خودش شخصا میل به فاش كردن بعضی مسایل ندارد سعی نكنید در زندگی خصوصی او كنجكاوی كنید.به یاد داشته باشید كه مهربانی و همدردی برای او خیلی بیشتر از تجملات و هدایای گرانبها ارزش دارد.

 

مرد متولد شهریور

1وقتی به نظر ساكت و متفكر می رسد با صحبت كردن مزاحمش نشوید.

2از اغتشاش و شلوغی بپرهیزید زیرا او برای صلح و هماهنگی ارزش زیادی قایل است.

3در مورد موضوعات بی اهمیت به او غرغر نكنید و در مورد مسایلی كه كاری درباره شان نمی توان كرد غمگین و بهانه جو نباشید.او در مورد اتلاف انرژی بسیار تحریك پذیر می باشد.

4قبل از اینكه از تصمیماتش سئوال كنید صبر كنید تا آرامشش را بدست بیاورد.

از افراط در همه چیز خودداری كنید.منظور این است كه همانطور كه باید در مورد خارجی عواطف میانه رو باشید,در مورد عواطف درونی هم معتدل باشید.او یك میانه روی منطقی را دوست دارد.

5در مورد عادات شخصی یا طرز رفتارش مخالفت نكنید,زیرا او چه بوسیله كلام و چه به طرق دیگر نارضایتی خود را نشان می دهد.

 

زن متولد مهر

1سعی كنید در مسایل مختلف او را به آرامی متقاعد كنید.این كار خیلی بهتر از دستور دادن به اوست.

2به خود اجازه ندهید ستیزه جو یا تند زبان باشید.او یك محیط صلح آمیز را دوست دارد و از شما انتظار دارد كه رعایت این موضوع را بكنید..

3او را مجبور نكنید در ورزشهای خارج از خانه با شما همراهی كند,زیرا تمایل زیادی به این كار ندارد.

4دایما در مورد امور مالی به او نصیحت و راهنمایی نكنید و از بحث راجع به امور شغلی و مسایل سیاسی بپرهیزید.اگر به موسیقی,هنرو ادبیات علاقه ای

ندارید,نگذارید او بفهمد!سعی كنید به همه آنها علاقمند شوید.

 

مرد متولد مهر

1در حضور او با مردی زیاد خودمانی نشوید و نگذارید در مورد محبت شما تردید

كند.او میل دارد حس كند كه تمام قلب شما متعلق به اوست.

2موجود تنبل و كودنی نباشید.تحسینی را كه او برای شوخیهای جالب و هوشمندی قایل است,با داشتن این صفات,به خود اختصاص دهید.

3از هرگونه عملی كه نشان دهنده این باشد كه دارید به او دستور می دهید خودداری كنید و او را وادار نكنید شما را به تمام دوستانش معرفی كند.

 

زن متولد آبان

1اگر او خودش اهل زخم زبان زدن و بدگمانی باشد سعی كنید شما اینطور نباشید.

2از خود عدم شجاعت یا تمایل به عقب نشینی در مورد كار و كوشش نشان ندهید.

3از افسردگی و بدخلقی اجتناب كنید.او اشخاص سرزنده را دوست دارد.

4به نظر خسته و تنگ نظر نیایید زیرا او از دیدن هر نشانه ای از خست بخصوص در حضور دیگران خشمگین می شود.

 

مرد متولد آبان

1از صرف مقدار زیادی توجه به او دریغ نورزید.

2-از موقعیتهای درگیر كننده با اقوام دوری كنید و از او انتظار نداشته باشید همیشه آماده پذیرفتن هر اجتماعی باشد.او بخصوص از مراسم رسمی خوشش نمی آید.

3زیاده از حد حالت مطمئن و مثبت به خود نگیرید.بخصوص اصرار نكنید اوچیزهایی را مطالعه كند كه دوست ندارد.

 

زن متولد آذر

1او را مجبور نكنید شغل خود را رها كند.بگذارید در این مورد انتخاب با خودش باشد.

2از زنهای دیگر دلربایی نكنید.

3اگر او به زندگی فعال اجتماعی علاقه ندارد,از این نوع زندگی اجتناب كنید.

4در مورد اینكه چگونه باید لباس بپوشد,موهایش را آرایش كند,خانه اش را مبله كند و سایر چیزهایی كه او آنها را در قلمرو حوزه خودش می داند سختگیر نباشید.

 

مرد متولد آذر

1اگر او دوست ندارد شما كار كنید,اصراری نداشته باشید كه بعد از ازدواج هم به شغلتان ادامه دهید.

2دوستان نامطبوع خود را رها كنید زیرا این آمادگی در اوهست كه شما را از روی دوستانتان قضاوت كند.

3در مورد برنامه ریزی برای نامزدی,خانه و مسایل مشابه خواسته های او را در نظر بگیرید.

4در مورد كارهایتان اقوام خود را دخالت ندهید و از غرولند و انتقاد اجتناب كنید.

 

زن متولد دی

1سعی نكنید او را وادار كنید دوستانش را كنار بگذارد و از هر نوع تظاهری به حسادت خودداری كنید.

2درباره شخصیت و عادات خصوصی اش اشارات تحریك آمیز نكنید.

3به او هجوم نبرید و خودداری یا توداری او را محترم بشمارید.

 

مرد متولد دی

1سعی نكنید درباره مسایل پنهانی او كنجكاوی كنید.

2اگر او كم حرف و خاموش راترجیح می دهد,كوشش نكنید فریبندگیهای اجتماعی را به او تحمیل كنید.

3سعی نكنید او راتغییر بدهید.اگر نمی توانید او را همانطور كه هست قبول داشته باشید اصولا از این رابطه صرف نظر كنید.

 

زن متولد بهمن

1در نقطه نظرهای خود سنتی و قدیمی نباشید.

2در مورد لباس و سرو وضعش چیزی به او دیكته نكنید..

3در میان جمع و در حضور دیگران با او مشاجره نكنید.

4نزدیكان و اقوام خود رابه او تحمیل نكنید مگر اینكه خودش آمادگی پذیرفتن آنها را داشته باشد.بگذارید او دوستانش رابرای خود حفظ كند..

 

مرد متولد بهمن

1از جر و بحث و دخالت در امور خصوصی او بپرهیزید.

2خود را درگیر و مشغول اشخاص دیگر نكنید و در عین حال نسبت به تعلقات او حسادت نشان ندهید.

3از گفته های مرموزی كه او مكرر و فراوان به زبان می آورد رنجش به دل راه ندهید.

 

زن متولد اسفند

1مجبورش نكنید برای مدت زمان طولانی روی یك موضوع بخصوص تمركز كند.

او به آسانی از این وضع خسته می شود و تغییر را دوست می دارد.

2در مورد مسایل مربوط به لباس پوشیدن و طرز رفتار خود بی دقتی نكنید و بر سر موضوعات بی اهمیت بااو دعوا نكنید.

3مكالمه را به خود اختصاص ندهید.او دوست دارد آزادانه درباره خودش سخن بگوید.

4از رفتار غیر عادی اجتناب كنید و به عقایدش در مورد پاكدامنی و تقوا بی احترامی نكنید و آنها را قدیمی تلقی ننمایید.

5به علت زن بودنش او را محدود نكنید او قویا به تساوی بین زن و مرد اعتقاد دارد.

 

مرد متولد اسفند

1سعی نكنید او را وادار كنید تملق بگوید او برای این كار خیلی صمیمی و بی ریاست.

2از اینكه او را به شتاب كردن وادارید بپرهیزید بخصوص در امور مربوط به كسب و كار.

3به یاد داشته باشید كه توجهات كوچكی كه به سایر زنان می كند هیچ اهمیتی ندارد و حسود نباشید.

4در مورد اشتباهاتش بی صبر یا نا مهربان نباشید و او را به خاطر مسایل بی اهمیت و جزئی بر نیانگیزید

 تهیه شده توسط : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/07ساعت 23  توسط مثلث  | 

سوال امروز

لباسهای شما از شما چه میگویند؟

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 10  توسط مثلث  | 

ازدواج و هدف

هدفگذاری برای ازدواج

همه افراد در حیطه شغلی اهدافی را برای خود معین کرده و به واسطه آن میزان فروش و نهایتاً بازدهی کلی سیستم را افزایش می دهند. این امر در حیطه اجتماعی نیز کاملاً مشهود است؛ افراد و ارگانها برای رسیدن به نتایج موفقیت آمیز اجتماعی هدفگذاری انجام می دهند.

 

 باید توجه داشت که مسئله هدفگذاری به ویژه در سطح فردی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. تک تک افراد می بایست به منظور بهبود کیفیت زندگی خود اهدافی را برای خود معین نمایند.

 

 همه ما از ارزش تلاش برای رسیدن به اهداف با اطلاع هستیم، بدیهی است وقتی ذهن خود را بر روی موضوع خاصی متمرکز می کنیم، طبیعتاً نتیجه بهتری می گیریم. حال چرا برای ازدواج هدفگذاری نکنیم؟

 

هدف مناسب

سال ها پیش نیما و فرنوش در سمیناری پیرامون مسئله ی ازدواج شرکت کرده بودند. در این سمینار نحوه ی هدفگذاری در زندگی و بالاخص ازدواج به آنها آموزش داده شد.

 

 از آن پس با بکارگیری تکنیک های هدفگذاری این دو نفر به موفقیت های چشمگیری در زندگی فردی و اجتماعی خود دست یافتند. فرنوش در این رابطه می گوید: " واقعاً تنها با انتخاب این گزینه که می توانیم اهدافی را تعیین نماییم و سپس آنها را دنبال کنیم، شکل ازدواج و بطور کلی زندگی ما تغییر پیدا کرد".

 

تنظیم اهداف با همکاری دو جانبه به زوجین کمک می کند که رابطه خود را استحکام بخشند و به صورت ناخوداگاه مهارت های خود را در انجام کار تیمی برای رسیدن به هدفی خاص ارتقا بخشند.

 

 این امر به طرفین ارتباط کمک می کند که هم بهتر خود را بشناسند و هم یکدیگر را و این امر نهایتاً به تکامل هر چه بیشتر طفین ختم خواهد شد.

 

باید توجه داشت که در حین اتمام این پروسه مهارت های ارتباطی طرفین نیز تا حد بسسیار زیادی بهبود پیدا می کند چراکه هر یک از طرفین این فرصصت را پیدا می کنند تا در مورد آرزوهای و رویاهای شخصی شان به بحث و گفتگو بنشینند.

 

فرنوش در ادامه اضافه می کند: "وقتی ما برای ازدواج خود هدف تعیین می کردیم، هر کس آزادانه می توانست نظرهای خود را مطرح کند و دیگری با گوش دادن به حرف های او ارزش و احترام خود را آشکار می ساخت. با این کار بسیاری از سوء تفاهم ها، جر و بحث ها و دلخوری ها از میان می رفت". انجام عمل فوق زوجین را در برابر یکدیگر مسئول و پاسخگو نگه می دارد.

 

تعیین اهداف برای ازدواج می تواند شما و شریکتان را در مسیر یکسانی قرار دهد، با این تفصیل می توانید دست در دست هم به جلو پیش روید. اما از کجا باید شروع کرد؟

 

مسیر تعیین اهداف

یک جلسه ملاقات بگذارید و در آن کلیه آیتم هایی که در اینجا شرح می دهیم را بدون هیچ گونه وقفه انجام دهید.

 

1- افکارتان را روی هم بریزید

 محیطی را انتخاب کنید که هر یک از شما آزادانه و به دور از استرس به بازگو کردن آمال و آرزوهای درونی اش بپردازد.

 

 از یکدیگر بپرسید: "جالب نیست که اگر .....؟" برخی از ایده ها می توانند چیزی شبیه به شرکت کردن در کنفرانس های ازدواج، بازسازی آشپزخانه و یا پس انداز کردن پول برای به تحقق رساندن آن سفر رویایی که در ذهن دارید باشند.

 

2- منظور خود را واضح بیان کنید

 نیما و فرنوش هر دو دوست داشتند تا زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کرده و از وجود هم لذت ببرند. فرنوش می گوید: "در جلسه ای که با هم داشتیم قرار شد هر پنجشنبه برای صرف نهار همدیگر را ببینیم و اگر قرار بود یک شب با هم بیرون برویم تاریخ آنرا از قبل در تقویم مشخص می کردیم"

 

آنها سپس با هم قرار گذاشتند که در آشپزی به هم کمک کنند، و در کارهای خانه از قبیل نظافت، شستشوی لباس ها، تعمیر کردن وسایل و غیره با یکدیگر همکاری و مشارکت داشته باشند تا هیچ کدام از آنها به تنهایی زیر بار مسئولیت های سنگین نرود.

 

همچنین قرار گذاشتند تا اقساط خود را دو برابر پرداخت کنند تا پول خرید خانه ی آنها در عرض 10 سال تمام شود.

 

آنها در طی گفتگوهای متناوبی که با هم داشتند تصمیم گرفتند خرج های اضافی را کم کنند تا کل بدهی هایشان زودتر تمام شده و از نظر اقتصادی تحت فشار قرار نگیرند.

 

3- موارد مهم را یادداشت کنید

 اگر اهداف خود را بر روی کاغذ بیاورید، خیلی راحت تر می توانید آنها را بررسی نمایید و بعدها هم گیج نخاهید شد. در لیست خود تاریخ نهایی انجام هر یک از کارها را یادداشت کنید تا بدانید برای انجام کاری خاص چقدر زمان دارید.

 

 سپس لیست مورد نظر را در جایی قرار دهید که همیشه جلوی چشمتان باشد. مثلاً می توانید آنرا روی میزتان بگذارید یا به دیوار بچسبانید، داخل ماشین قرار داده و یا روی آینه اتاق خواب بچسبانید؛ اغلب زوج ها همین مورد آخر را انتخاب می کنند.

 

4- انعطاف پذیر باشید

 آیا اهدافتان فاقد اصل واقع بینی هستند؟ آنها را باز بینی نموده و تجدید نظر قائل شوید. نیما بنا به تجربه های شخصی اش معتقد است: "اگر احساس می کردیم که به هیچ طریق قادر به رسیدن به هدفی خاصی نیستیم، آن را اصلاح می کردیم و هدف جدیدی را جایگزین آن می نمودیم."

 

5- به خودتان حکم ماموریت بدهید

راجر بولتون یکی از پیشگامان عرصه روانشناسی ازدواج و خانواده، اظهار می دارد: زمانیکه زوجین با هم ازدواج می کنند اصولاً بدون اینکه هیچ برنامه مشخصی برای زندگی خود داشته باشند در روزمرگی ها غرق می شوند.

 

 او معتقد است که زن و شوهر باید برای خود "حکم ماموریت" خلق کنند. به عنوان مثال می توانند از خود سوال کنند که: "برای 30 سال آینده زندگی خود چه برنامه ای دارند؟" سپس با استفاده از حکم ماموریتی که صادر کرده اند، اقدام به تعیین اهداف کوتاه مدت و دراز مدت کنند.

 

6- نیم نگاهی به گذشته بیندازید

 همچنان که در حال عملی کردن اهداف خود هستید و به جلو پیش می روید، هرزگاهی چند نگاهی به گذشته بیدازید و ببینید تا کنون چطور عمل کرده اید و بازدهی شما چگونه بوده است.

 

 فرنوش و نیما روز اول سال را به عنوان روزی انتخاب کرده اند که در آن کنار هم می نشینند و کلیه کارهایی که در طول یک سال گذاشته انجام داده اند را بررسی می کنند. روز اول مهر مجدداً میزان پیشرفت خود را بازبینی نموده و اگر لازم دانستند تغییراتی را دربرنامه ریزی خود قائل می شوند.

 

زمانیکه با تلاش و کوشش فراوان به امیدها و آرزوهای خود جامه ی عمل می پوشانید به خودتان استراحت بدهید و از کامیابی هایتان نهایت استفاده را ببرید.

 

می توانید با صرف شام در رستوران و یا یک مسافرت کوتاه مدت خودتان را تشویق کرده و برای تلاش های آتی آماده کنید. جشن گرفتن موفقیت ها سبب می شود که شما انرژی و دلگرمی لازم برای ادامه راه را پیدا کنید.

 

اگر هم به مانعی برخورد کردید و نتوانستید مطابق با آنجه از قبل برنامه ریزی کرده بودید پیش بروید، جای هیچ نگرانی وجود ندارد. تسلیم نشوید و مجدداً همه چیز را از سر بگیرید.

 

این بار ابتدا مطمئن شوید که اهدافتان واقع بینانه و قابل دست یابی هستند. سعی نکنید همه چیز را یکمرتبه بدست آورید. حتی اگر بتوانید به بخشی از اهدافی که برای خود لیست کرده اید دست پیدا کنید، باز هم جای امیدواری وجود دارد چراکه موفقیت های بیشتری نسبت به گذشته بدست آورده اید. به تلاشی که در این زمینه انجام داده اید افتخار کنید.

 

نتیجه ای که شما با انجام این امر به آن می رسید، قابل ستایش است: ارتباط محکمتر، انتقال آسانتر مفاهیم، صمیمت بیشتر، تکامل، و نهایتاً احساس رضایت هنگام نگاه کردن به موفقیت های بدست آمده.

 

 

تهیه شده توسط :مثلث

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

تغیر زندگی

۴۰ کار مفید وساده برای تغییر در زندگی

 

.

 

خیلی از ما آدمها به انجام دادن کارهای بیهوده و غیر سودمند عادت کردیم

 

خیلی از ما آدمها هم با عادت های منفی به خودمون ضرر میزنیم

 

خیلی از ما آدمها فراموش کردیم با تغییر عادات منفی

 

میتونیم زندگی شاد و راحتی داشته باشیم

 

و از زندگی لذت ببریم

 

جالب است بدانید :

 

 

بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته

 

یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:

 

۱- عدم استعمال دخانیات .

 

۲- پایین نگه داشتن وزن .

 

۳- تغذیه‌ی مناسب .

 

۴- ورزش .

 

جالب تر این است که بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده

 

فقط ۳٪ همه‌ی چهار مورد بالا را رعایت می‌کردند.

 

اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی می‌شوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم می‌شوند. همه‌ی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خوانده‌ایم و تصمیم گرفته‌ایم آنها را عملی کنیم ولی نکرده‌ایم.

 

ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.

 

آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالم‌تری برای خود بسازیم؟

 

در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها

 

حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید !

 

فکر می‌کنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:

 

 

 

 

۱- مسواک بزنید.

 

۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.

 

۳- صاف بنشینید.

 

۴- یک سیب بخورید.

 

۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.

 

۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.

 

۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.

 

۸- یک لیوان آب بنوشید.

 

۹- لبخند بزنید.

 

۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش توییت کنید.

 

۱۱- یک نفس عمیق بکشید.

 

۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.

 

۱۳- کمربندتان را ببندید.

 

۱۴- دست هایتان را بشویید.

 

۱۵- به مادرتان تلفن کنید.

 

۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.

 

۱۷- خودکاری که نمی‌نویسد را دور بیاندازید.

 

۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.

 

۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.

 

۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.

 

۲۱- پنجره‌ای را باز کنید.

 

۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.

 

۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.

 

۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.

 

۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.

 

۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.

 

۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.

 

۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.

 

۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.

 

۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.

 

۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.

 

۳۲- میز کار و صفحه‌ی نمایشگرتان را تمیز کنید.

 

۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.

 

۳۳- کمی آجیل بخورید.

 

۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.

 

۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.

 

۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.

 

۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

 

۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)

 

۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.

 

۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!

 

کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… می‌شوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید بخورید.

 

تهیه شده توسط: مثلث

 

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

کودک عزیزم

رابطه بین بازی والدین با کودکان و خلاقیت

 

 

والدین نباید تعیین کننده ی نوع و شیوه ی بازی باشند بلکه بهتر است شرایط سالم بازی را فراهم و خود به عنوان همبازی شرکت کنند و اجازه دهند تا قدرت خلاقیه خود بازی را اداره کند.

 

از گذشته های دور نسبت به بازی نگرش های مثبت و منفی وجود داشته است. عده ای بازی را صرف بی هدف انرژی های انباشته شده، لذت آنی و… رفتارهای زائد و بیهوده تلقی کرده اند در حالی که برخی آن را زیباترین و پاک ترین فعالیت در جهت شکوفایی و رشد کودک می دانند.

 

 

بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان و مهم ترین و اساسی ترین فعالیت کودک به شمار می رود که در عین سرگرم کردن کودک، کارکردهای مهم دیگری را دارا است که هریک از این کارکردها به جنبه ای از زندگی کودک مربوط می شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می سازد.

 

میل به بازی فقط مخصوص کودکی است و با آنکه این میل کم کم در سنین بالا کاهش پیدا می کند و کارهای مهمی جای آن را می گیرد ولی به اعتقاد روان شناسان تا سال های پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل، ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. برای درک چگونگی این میل باید در بازی کودکان مشارکت نمود.

 

بازی انعکاسی از فعالیت های درونی کودک و میل به خوشی، آزادی و رضایت است که صفا و آرامش را به ارمغان می آورد. روان شناسان معتقدند در فعالیت های خودجوش کودک باید آزاد گذاشته شود و دخالت بی توقع و نامناسب در فعالیت های او نگردد تا استقلال و خودمختاری او سلب نشود.

 

والدین نباید تعیین کننده ی نوع و شیوه ی بازی باشند بلکه بهتر است شرایط سالم بازی را فراهم و خود به عنوان همبازی شرکت کنند و اجازه دهند تا قدرت خلاقیه خود بازی را اداره کند.

 

میزان تاثیر شرکت والدین در بازی کودکان به عوامل متعددی بستگی دارد:

نگرش نسبت به بازی فرزند خود

شناخت از مراحل رشد کودک

تجربه از بازی های زمان کودکی خود

آشنایی با انواع بازی ها

باور نقش و اهمیت بازی در رشد کودک

تاثیر کودکان از مشارکت والدین در بازی ها

 

والدین با شرکت در بازی کودکان آنها را بهتر می شناسند و از فرزندان خود یاد می‌گیرند و یادگیری آنها را تسهیل می کنند. بازی خستگی ملال کارهای جدی زندگی را از آنها دور می کند و با مشارکت خود علاوه بر اینکه به شادابی و نشاط بازی می‌افزایند، مسائل اخلاقی و اجتماعی را در قالب بازی می توانند آموزش دهند.

 

بازی والدین با کودک نباید او را با همسالان و روابط با دوستانش محروم سازد. میزان شناختی که والدین از رشد کودک دارند می تواند در پذیرش تخیل کودک و تعدیل انتظاراتش و در نتیجه لذت بخش تر شدن بازی کمک کند.

 

اگر به نوع بازی ها در کودکان بنگریم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می کنیم. با تغییر سن نوع بازی ها نیز تغییر می یابد. برخی بازی هایی هستند که در آنها کودک به تمرین روابط و نقش های اجتماعی می پردازند (مهمان بازی). به این ترتیب آنچه را که به عنوان الگو پیرامون خود می بینند در بازی های خود انجام می دهند، الگوهای خود را در این نوع بازی ها اغلب از والدین، نزدیکان و یا افرادی که برای کودک مهم هستند، انتخاب می کند.

 

در برخی دیگر از بازی ها کودک به تمرین حرفه و مشاغل مختلف می پردازد. برخی دیگر از بازی ها خیالی هستند که تحت تاثیر قدرت تخیل کودک شکل می گیرند. بازیهای تخیلی  به کودک فرصت می دهد تا درباره خود و چگونگی اداره امور و حوادث حال و آینده به بینش برسد. در واقع این بازی ها آمادگی برای رویارویی با چالش های زندگی و تکالیف رشد است. به کمک بازی های تخیلی کودک خود و شرایط و موقعیت های زندگی را ارزیابی می کند.

 

کودکان میل به پیوندجویی دارند، این میل آنها را به ارتباط با همسالان و کودکان دیگر می کشاند. برخی از این ارتباط ها کوتاه مدت و سطحی است در صورتی که نیاز به رابطه ی عمیق و انس و الفت ریشه دار با همسالان خود داردند. کودکان به صورت هشیار و ناهشیار به روابط بین انسان های اطراف خود حساسند و از آنها تقلید و همانند‌سازی می کنند. در بازی ،هر کودک سطح رشد، شناخت اجتماعی و اخلاقی خود را نشان می دهد. بازی زندگی و تفکر کودک است که یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت او به شمار می رود. کودک با اسباب بازی خود تنها بازی نمی کند بلکه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می کند که با او دوست می شود، دعوا می کند، نصیحت می کند، نگرانی هایش را در میان می گذارد و استرس خود را تخلیه می کند.. طبیعی است که در این بین اسباب بازی های مورد استفاده کودک نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث تفکر و رشد تخیل کودک شود یا او را با مفاهیم مختلف (رنگ ها، شکل ها و…) آشنا سازد. از طرف دیگر اسباب بازی باید متناسب با سن کودک باشد. اگر اسباب بازی برای کودک ناشناخته و سخت باشد او را خسته و اعتماد به نفس او را کم می کند. از سوی دیگر اگر خیلی هم ساده باشد کودک را به تفکر وادار نمی کند. اسباب بازی مناسب، اسباب بازی است که کودک خود با آن بازی کند نه اینکه اسباب بازی، بازی کند و کودک تماشاگر باشد.

 

پژوهش های روانشناسی و تعلیم و تربیتی و تجارب کودکستان ها نشان می دهد که آغاز رشد آفرینندگی در کودکان سن آمادگی و پیش دبستان است. بازی یکی از اعمال روزمره کودک است و کوششی است که به تمام وجود او بستگی دارد. بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب می گردد و مناسب ترین راه برای بروز و رشد استعداد او به شمار می رود.

 

خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می باشد تا به سرحد شکوفایی برسد. فرد خلاق کسی است که از ذهنی جست و جوگر و آفریننده برخوردار باشد. خلاقیت عبارت است از: توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شکستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فکر کردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیزهای نامربوط و تبدیل آن به شکل های جدید.

 

در جریان بازی است که نیروهای ذهنی و جسمی کودک، یعنی: دقت تخیل، نظم و ترتیب، چالاکی و غیره رشد می یابند و علاوه بر اینها برای کودک محرک و انگیزه می شود در جهت کسب تجارب اجتماعی.

 

کودک از راه بازی می تواند به استعدادها، توانایی ها، خواست ها، ضعف ها و نکات مثبت و منفی خود پی ببرد و لذا با شناخت ویژگی های خود ساخت شخصیت خود را تحکیم بخشد. رفتار و حرکت کودک همیشه در بازی حقیقی است به  عنوان نمونه کودک می‌داند که عروسک یک نوع بازیچه است با وجود این مانند موجودی جاندار دوستش دارد. هنگامی که او در بازی نقش بزرگسالان را ایفا می کند، این تنها یک تقلید ساده نیست ابتکار و خلاقیت نیز در آن دیده می شود. کودک از تجربیات شخصی خود نیز بهره می گیرد. ابتکار و خلاقیت کودکان در آفرینش موضوع بازی و در تجسس وسایل جهت عملی ساختن آنها ، ظاهر می گردد. می توان فعالیت فردی و خلاقیت کودک را در بازی‌های جمعی که به طرز صحیحی تشکل یافته باشد تکامل بخشید.

 

خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در رشد  پرورش خلاقیت کودکان محسوب می گردد که نقش مهمی در خلاقیت های کودکان دارد. از آنجا که کودک حساس ترین مراحل رشد خلاقیت را در محیط خانه سپری می کند محیط مناسب خانوادگی، شیوه و نگرش‌های صحیح فرزند پروری، در رشد و شکوفایی خلاقیت سهم مهمی ایفا می کند.

 

کلیگان معتقد است برای ظهور خلاقیت راه های زیادی برای فرزند پروری وجود دارد که می تواند باعث ظهور یا محو خلاقیت شود. نحوه تربیت و استفاده از شیوه های دموکراتیک یا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شیوه ابراز محبت هر کدام به نوعی در پرورش یا سرکوب خلاقیت کودکان موثر است. اساسا پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است.

 

در واقع والدین از طریق درگیر شدن در فعالیت های خلاق کودکان در رشد خلاقیت او سهیم هستند. خانواده ها باید فرصت های لازم را برای سوال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند و هرگز آنان را تنبیه و تهدید نکنند. زمینه رشد خلاقیت در خانه زمانی فراهم می شود که به کودکانتان آزادی زیادی بدهید و به آنها به عنوان یک فرد احترام بگذارید. از نظر عاطفی در حد اعتدال به آنها نزدیک شوید و بر روی ارزش های اخلاقی و نه قوانین خاص تاکید نمایید. محیط خانه را به صورتی درآورید که در آن فعالیت، بازی و خنده به مقدار زیادی وجود داشته باشد.

 

شما و کودکانتان سعی نمایید کارها را به روش های جدید و جالب انجام دهید. با تشویق و تایید رفتار کودک و فراهم آوردن زمینه های مساعد و تدارک بازی های دلخواه او قدرت تخیل و خلاقیت او را تقویت کنید. خیال پردازی های کودکان را سرزنش نکنید زیرا خلاقیت او را محدود می‌سازید. والدین کودکان خلاق در رفتار خود هماهنگی بیشتری نشان می دهند. کودکان خود را آنگونه که هستند قبول دارند و آنها را به کنجکاوی درباره‌ی اشیا و امور تشویق می کنند . کودکان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد می گذارند و کارها و برنامه های آنها را تحت نظر دارند و پی گیری می کنند. شایسته است والدین تا آنجا که امکان دارد کودکان خود را مستقل بار آورده و در ایجاد اعتماد به نفس آنها را یاری کنند.

 

بهترین زمان برای اطلاع از خلاقیت کودکان تماشای آنها به هنگام بازی است. خلاقیت عامل مهم بازی است. کودکان خلاق اغلب برای هریک از وسایل بازی خود موارد استفاده متفاوتی پیدا می کنند و قبل از اینکه از وسیله ای به سراغ وسیله ی دیگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده می نمایند. کودک خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشکال مختلف و گاه حیرت انگیز استفاده می کند. ممکن است یک جعبه خالی برای کودک خلاق ارزشی به مراتب بیش از بهترین و پیچیده ترین اسباب بازی ها داشته باشد.

 

ویژگی های کودکان خلاق

عادت به وارسی منابع مختلف.

جسارت در گفتار زیاد.

طرح سوالات عجیب و غریب.

کنجکاوی زیاد برای سردرآوردن از امور.

اشتیاق به صحبت درباره ی کشفیات با دیگران.

شور و نشاط و مشغولیت های شدید جسمانی.

دقت و توجه شدید در گوش دادن، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری.

با دقت و اشتیاق به پیرامون خود نگریستن.

توانایی ابداع بازی های جدید و تغییر در بازی ها.

قیاس در صحبت های خود.

 

انگیزه و خلاقیت کودک در محیط خانواده زمانی از بین می رود که:

تاکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه کودک

ایجاد رقابت میان کودکان

تاکید افراطی بر جنسیت کودک

قرار دادن قوانین خشک و دست و پا گیر در منزل

عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

بیهوده شمردن تخیلات کودک

عدم شناسایی علایق درونی کودک

عدم وجود حس شوخ طبعی در محیط منزل

تحمیل نقش بزرگسالان به کودک

 

برای افزایش خلاقیت کودک باید:

حرکت کودک را تحقیر نکنیم، کودکی که احساس حقارت کند دست به خلاقیت نمی‌زند.

محیط مناسبی برای انجام کارهای خلاق آنها فراهم نمایید.

امکانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به وسیله ی آنها خلاقیت های خود را ابراز نمایند: وسایل موسیقی، نقاشی، طراحی.

کارهای خلاق کودک را تشویق کنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری کنید.

با کودک خود شوخ طبع و مهربان باشید.

استعداد فقط سهم کوچکی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.

امکان شرکت در فعالیت ها و کلاس های ویژه را برای آنان فراهم نمایید.

به عنوان بزرگسال خود به انجام کارهای خلاق بپردازید و اجازه دهید کودکان شما شاهد کارهای خلاق شما باشند و بیاموزند.

بازی های ابتکاری نقش مهمی در فعالیت ثمربخش و خلاقانه کودک ایفا می کند. مربی نباید موضوع بازی را به کودک تحمیل کند. او در این صورت حس ابتکار و نیروی ابتکار و تخیل و استقلال را از آنها سلب می کند. بسیار مهم است که بازی‌ها قالبی نباشد و راه را برای ابتکار کودکان بگشاید.

 

 

 

تهیه شده توسط : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

من همخوابی رو دوست ندارم

دلیل سرد شدن مردها از رابطه جنسی

 

خانمها از این ۱۹ عمل نحس بپرهیزید، زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر خودتان خواهد شد !

مردان موجوداتی هستند ذاتا خشن، دلیل این خشن بودن را میتوان در تاریخ جستجو کرد، وقتی که مردان از قدیم الایام ( نه حالا در عصر فمنیسم ! ) وظیفه داشتند تا کارهای سخت را انجام بدهند، درنتیجه نیاز به روحیه و جسمی خشن داشتند تا بقا بشریت حفظ شود، چون اگر این نبود و مردان با زنان یکسان بودند، دیگر هیچ خانه ای ساخته نمیشد، هیچ غذایی شکار نمیشد و تا به الان نسل بشریت به احتمال زیاد منقرض میشد ! لذا میبینیم که این ویژگی خشن بودن، ویژگی مثبتی است و برای حفظ بقا و تکامل بشریت باید در کنار روحیه آرام زنان قرار گیرد.

مردان، ذاتا به دلیل همین روحیه شان به دنبال فرمانفرمایی هستند، فرمان فرمایی که به مرد در روابط خانوادگی اش احساس قدرت بدهد، اشتباه نکنید که قدرت به معنای دیکتاتوری یا استبداد و یا حتی پدر سالاری صرف نیست! بلکه قدرت به این معنا است که مرد باید در روباطش با جنس مخالف احساس کرامت و موثر بودن بکند، برای هضم این جملات باید به این مثل از یک استاد روانشناسی دانشگاه تهران ( که متاسفانه اسمشان را فراموش کرده ام ) اشاره کنم که میگفتند: « مرد باید در خانه پادشاه و زن نخست وزیر باشد » یعنی اینکه با وجود اینکه مرد باید فقط یک مقام تشریفاتی در درون خانه داشته باشد و اصل کار در دست دیگری باشد اما باید کرامت و ابهت مرد درخانه حفظ شود تا این خانه به یکی از گرم ترین و زیبا ترین عواطف انسانی آراسته شود.(ملاک از مثل نخست وزیر و پادشاه، کشورهای مشروطه ای همچون انگستان است، پس اشتباه نکنید!)

همان طور که زنان برای شکوفایی احساسات و عواطفشان نیاز به امنیت در روابطشان هستند، مردان نیز به فراخور طبیعتشان نیازمند، ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را بروز دهند و به شکوفایی مطلوبی که میتواند بزرگترین تضمین های امنیتی را به زنان بدهد برساند، لذا مشاهده میکنیم که همواره اگر بخواهیم بهترین حالت را در روابط زناشویی داشته باشید باید از معادله ( دادن احساس احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس امنیت و تعهد برای زنان ) استفاده کنید، سرد کنندهای زیر این معادله را برهم میزنند و نتیجه اش این میشود که مردتان، یا از شما زده شود و به شما در خفا خیانت میکند، یا کار را برای همیشه تمام کند و شما را طلاق دهد و یا دربهترین حالت اگر آدم با اخلاق و با ایمانی باشد. با اینکه از شما متنفر است تا آخر عمر شما را تحمل میکند و شما را از آنچه که در روابط زناشیویی نیازمندش هستید و حقتان است، محروم سازد.

سرد کننده های جنسی مردان:

خانمهای عزیز از این ۱۹عمل نحس بپرهیزید، زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر خودتان خواهد شد !

۱زنهایی که به گونه ای رفتار میکنند که گویی از معاشقه خوششان نمی آید.

۲زنهایی که هیچ وقت شروع کننده نیستند.

۳زنهایی که نسبت به بدن مردها شناخت کافی ندارند.

۴زنهایی که بار رسیدن به اوج نقطه جنسی را به مرد شان واگذار میکنند.

۵زنهایی که در خلوت مثل پلیس رفتار میکنند.

۶زنهایی که منفعل و بی عکس العمل میباشند.

۷زن هایی که در خلوت زیاد حرف میزنند.

۸زنهایی که زیاد مراقب بهداشت و زیبایی خود نیستند

۹زنهایی که خودشان از ظاهر و قیافه خود خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین می آورند و تحقیر میکنند.

(مسلم است که اگر خودتان را پایین بگیرد پایین هم می آیید و اگر بالا بگیرید بالا میروید)

۱۰زنهایی که بیش از اندازه به ظاهر و قیافه خودشان حساس اند.

۱۱زنهایی که دوست ندارند معاشقه دریافت کنند.

۱۲زنهایی که خیلی شکننده رفتار میکنند.

۱۳زنهایی که بیش از حد جدی هستند.

۱۴زنهایی که بیش از حد به مردشان وابسته هستند.

۱۵زنهای سطحی نگر( یا به اصطلاح ژورنالیستی)

۱۶زنهایی که فقط به وضع مالی و اقتصادی مرد اهمیت میدهند.

۱۷زنهایی که با استفاده از بدن و جنسیت خود مردها را بازی میدهند.

۱۸زن هایی که مدام از نامزد یا همسر قبلی شان صحبت میکنند.

۱۹زن هایی که به لحاظ جنسی خود انگیخته نیستند.

 

 

تهیه کننده :مثلث

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

بشنو از ...

خدا همانی است که ما میخواهیم ، کاش ما هم همانی بودیم که خدا میخواست . . .

 

بدان که بزرگی ، و بزرگی تو از خداست . . .

 

 

 

سلام ، خداحافظ

 

چیز تازه ای اگر یافتی برای این دو اضافه کنید

 

تا بلکه باز شود این در بسته به روی دیوار . . .

 

امده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم . . .

 

به ارزش نگاه دوست هنگامی پی میبری که در بند دشمنان خود باشی . . .

 

 

آنکه از دشمن داشتن میترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . . .

 

 

بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ، ازدیاد دوستان است . . .

 

 

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملا عام تحسین . . .

 

به خاطر داشته باش ، همه کسانی که با تو میخندند ، دوستان تو نیستند . . .

 

 

برگ سبز درخت، “معرفت کردگار” ، و برگ زرد درخت، “معرفت روزگار” است . . .

 

دوستت را آنچنان دوست بدار که به افراط نروی ، مبادا روزی دشمن تو شود

 

دشمنت را به اعتدال دشمن بدار ، شاید روزی دوست تو شود . . .

 

بزرگ ترین خواسته انسان آن است که بداند برای انسان شدن چه باید بکند . . .

 

مقصد ، جایی در انتهای مسیر نیست ، بلکه لذت بردن از قدم هایی است که برمیداریم . . .

 

 

هیچ وقت به دنبال یار ماندگار نگرد ، انگاه که خود ماندگار نیستی  . . .

تهیه کننده : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

ترسیدن از یک تجزیه گر

تحقیق درباره میزان ترس زنان و مردان از سوسک

محققان انگلیسی اعلام کردند مردان بیش از زنان از سوسک ‌ها می‌ترسند اما به دلیل بروز ندادن این ترس دچار نوسان شدید ضربان قلب می‌شوند و احتمال سکته‌شان افزایش می‌یابد

 

 

به گزارش مهر، به نقل از کی‌اس‌ال نیوز، زنان پس از دیدن سوسک‌ بلافاصله با زدن جیغ ترس ناشی از دیدن این حیوان موزی را بروز داده و از شدت استرس درونی‌شان می‌کاهند اما مردان نمی‌توانند احساساتشان را بروز دهند و دچار نوسان ضربان قلب می‌شوند.

 

در این تحقیق مشخص شده که مردان از یک سو به دلیل شنیدن صدای جیغ زنان و سپس دیدن سوسک‌ها و از سویی دیگر به دلیل اینکه می‌بایست این حیوانات موزی را بکشند دچار نوعی نوسان شدید روحی و ترس درونی می‌شوند که این ترس می‌تواند منجر به سکته قلبی شده و خطر مرگ ناگهانی را افزایش دهد.

 

در نتایج این تحقیق اعلام شده که مردان بهتر است به جای حفظ غرورشان در جمع بلافاصله پس از دیدن این حیوانات موزی ترس‌شان را با زدن فریاد بروز دهند تا عمر طولانی‌تری داشته باشند.

 

 

 

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

الفبای زندگی چیست ؟

 

از الفبای زندگی چه می‌دانیم ؟

 

از اشتیاقی که برای رسیدن به نهایت آرزو‌ها داریم و بر اساس آن تلاش بی وقفه‌ای را در مسیر پر فراز و نشیب زندگی بکار می‌بندیم تا آن را دریابیم ؟

 

دانسته‌های خود را از الفبای زندگی بنویسیم تا به خاطرمان باشد که عمری را صرف چه می‌کنیم

 

 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

 

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

 

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

 

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

 

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

 

ج: جسارت برای ادامه زیستن

 

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

 

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

 

خ: خودداری برای تمرین استقامت

 

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

 

ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

 

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

 

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

 

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

 

س: سخاوت برای گشایش کارها

 

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

 

ص: صداقت برای بقای دوستی

 

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

 

ط: طاقت برای تحمل شکست

 

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

 

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

 

غ: غیرت برای بقای انسانیت

 

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

 

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

 

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

 

گ: گذشت برای پالایش احساس

 

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

 

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

 

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

 

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

 

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

 

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

 

تهیه شده توسط : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

من کیم ؟

بعضی ها اینجوری هستند ، بعضی ها اون جوری ، تو چه جوری !؟

 

 

 

 

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،

بعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،

بعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.

بعضی‌ها حمال کتابند،

بعضی‌ها بقال کتابند،

بعضی‌ها انباردارکتابند،

بعضی‌ها کلکسیونر کتابند

بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،

بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند،

بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند،

بعضی‌ها را باید قاب گرفت،

بعضی‌ها را باید بایگانی کرد،

بعضی‌ها را باید به آب انداخت،

بعضی‌ها هزار لایه دارند

بعضی‌ها ارزششان به حساب بانکی‌شان است،

بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفکر جماعت نه،

بعضی‌ها را همیشه در بانک‌ها می‌بینی یا در بنگاه‌ها.

بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند،

بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند،

بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند،

بعضی‌ها برای پول همه کاره می‌شوند.

بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند،

بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند،

بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند،

بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند،

بعضی‌ها نان خشک و خالی میخورند،

بعضی‌ها اصلا نان نمیخورند،

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌کنند،

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌کنند.

بعضی ها صدای ملائک را می‌شنوند.

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمی‌دهند.

بعضی ها در تلاشند که بی‌تفاوت باشند.

بعضی ها فکر می‌کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضی ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود می‌دانند.

بعضی ها فکر میکنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی.

بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌کشند.

بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه می‌گیرند.

بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمی‌کشند.

بعضی ها یک درجه تند زندگی می‌کنند، بعضی‌ها یک درجه کند.

هیچکس بی‌درجه نیست.

بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می‌خورند.

بعضی ها در تمام زندگی‌شان نقش بازی می‌کنند.

بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.

بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،

بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.

بعضی ها به پز میگویند پرستیژ

بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.

شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟

 

 تهیه شده توسط : مثلث

 

 

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

تست سلامت روحی

تست سلامت روحی – تست روانشناسی

 

 

 

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!…

 

 

سوال:

 

۱)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟

 

همیشه (۴ امتیاز) بیشتر اوقات (۳ امتیاز) برخی مواقع (۲ امتیاز) به ندرت ( ۱ امتیاز)

 

۲) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها

 

برآیید؟

 

همیشه(۱امتیاز) بیشتر اوقات(۲ امتیاز) به ندرت (۳ امتیاز) هرگز ( ۴ امتیاز)

 

۳) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

 

اغلب (۱ امتیاز) گاهی (۲ امتیاز) خیلی کم (۴ امتیاز) هیچ وقت ( ۳ امتیاز)

 

۴) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:

 

با عصبانیت در مقابل او

 

می ایستید (۲ امتیاز)

 

به هیچ … هیچ حرفی

 

نمی زنید (۱ امتیاز)

 

همه جا از آن شخص گله و

 

شکایت می کنید (۳ امتیاز)

 

به صورت آرام مساله را

 

مطرح نمایید ( ۴ امتیاز)

 

۵) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟

 

معمولا تا به رختخواب می

 

روید می خوابید (۳ امتیاز)

 

۲۰ دقیقه طول می کشد

 

که بخوابی (۴ امتیاز)

 

خواب راختی ندارید و سر

 

جایتان می غلتید(۱ امتیاز)

 

یک ساعت یا بیشتر

 

( ۲ امتیاز)

 

۶) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

 

وقتی ناراحتم و فقط

 

دوستان نزدیک یا خانواده ام

 

حضور دارند (۳ امتیاز)

 

هر زمان که احساس کنم

 

نیاز به گریه دارم

 

(۴ امتیاز)

 

هر کاری می کنم تا گریه

 

نکنم (۱امتیاز)

 

وقتی که تنها هستم

 

( ۲ امتیاز)

 

۷) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

 

جمع صمیمی از دوستان و

 

اعضای خانواده دارم

 

(۴ امتیاز)

 

افراد کمی در زندگی ام هستند

 

(۳ امتیاز)

 

به سختی می توانم با

 

دیگران ارتباط بر قرار کنم

 

(۲ امتیاز)

 

تنها متکی به خودم هستم

 

و نیاز به کسی ندارم

 

( ۱ امتیاز)

 

 تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

 

خیلی زیاد (۴ امتیاز) زیاد (۳ امتیاز) کم (۲ امتیاز) اصلا ( ۱ امتیاز)

 

۹) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان

 

است؟

 

تحسین و تشویق دیگران

 

(۳ امتیاز)

 

حس درونی خود (۴ امتیاز)

 

ترس از شکست (۲ امتیاز)

 

زنده ماندن و حفظ حیات

 

( ۱ امتیاز)

 

۱۰) از نظر من شادی و خوشبختی هر … عمدتا بر پایه:

 

راه و روشی است که هر

 

شخص در زندگی پیش می

 

گیرد (۴ امتیاز)

 

اقتصاد جامعه (۳ امتیاز)

 

اصولی است که هر کسی

 

از هما کودکی با آن تربیت

 

شده (۲ امتیاز)

 

شانس و اقبال فرد است

 

( ۱ امتیاز)

 

امتیاز بین ۳۲ تا ۴۰

 

در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت

 

کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط

 

خوبی بر قرار کنید

 

امتیاز بین ۲۴ تا ۳۲

 

لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید, شرایط روحی شما به طرز

 

نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی

 

دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد.

 

به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا با

 

احساسات خود به خوبی کنار بیایید.

 

امتیاز کمتر از ۲۴

 

به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمک

 

های حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته

 

باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی

 

تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید

تهیه کننده : مثلث.

+ نوشته شده در  91/02/06ساعت 9  توسط مثلث  | 

لیلا دوستت دارم تو بهترینی

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

ناز

تنت را برای کسی عریان کن که روحش را برایت عریان میکند

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

جواب مثلث

بنظرمن بهترین راه برای یک انتخاب خوب و یک زندگی بهتر و موفق آشنایی قبل از ازدواج است.

چون دو طرف به زیر و بم اخلاق خوصوصیات نوع تفکر و روش زندگی کردن هم آشنا میشوند البته هیچ چیز صد درصدی وجود ندارد ولی تا حدود زیادی مشخص میشود هرچند باز هم به دوطرف برمیگردد.

چون با ید هر دو طرف عشق بخواهند که هم دیگر را بشناسن .

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

جواب

آشنایی قبل ازدواج؛ خوب یا بد؟

پرسشی از دکتر فرهاد فراهانی روان پزشک 

در گذشته اکثر خواستگاری هایی که به ازدواج منجر می شد با واسطه گری فردی بود که در اصطلاح آن را معرف می نامیدند و در بیشتر موارد دختر و پسر در جلسه اول آشنایی برای نخستین بار یکدیگر را ملاقات می کردند و پس از آن با نظارت والدین، مراحل آشنایی با ضوابط خاصی انجام می گرفت...

 

اما این روزها بسیاری از ازدواج های نسل جوان محصول آشنایی قبل از ازدواج است و خیلی ها این آشنایی ها را ملاکی برای انتخاب همسر قرار می دهند. حالا این سوال مطرح می شود که اصلا آشنایی قبل از ازدواج خوب است یا بد؟ دکتر فرهاد فراهانی، روان پزشک و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی به این سوال پاسخ می دهد.

 

آقای دکتر! آشنایی دختر و پسر قبل از ازدواج خوب است یا بد؟

 

ـ شکی نیست که قبل از ازدواج حتما باید آشنایی صورت بگیرد. در دوران قدیم حتی دختر و پسر یکدیگر را نمی شناختند و نمی دانستند که قرار است با چه کسی زندگی تازه ای را شروع کنند و بعد از اینکه خطبه عقد خوانده می شد با یکدیگر آشنا می شدند. در واقع این پدر و مادرها بودند که برای آنها همسر انتخاب می کردند. ما آن دیدگاه را نمی پذیریم و قبول نداریم اما اینکه دخترها و پسرها هم بدون آگاهی و بدون اینکه بدانند با چه کسی قرار است آشنا شوند، روابط داشته باشند، درست نیست، چرا که این سوال مطرح می شود که آیا ابزار لازم برای محک زدن یکدیگر را دارند؟ قرار است این آشنایی در صورت شناخت کافی به ازدواج برسد و قرار نیست که دختر و پسر یک دوستی داشته باشند و بعد از ۶ ماه که وابستگی عاطفی بین آنها ایجاد شد، تازه ببینند به درد هم می خوردند یا نه؟

 

یعنی در این آشنایی ها نباید هیچ گونه تعهدی وجود داشته باشد؟

 

ـ تعهد به معنایی که طرفین مجبور شوند حتما و صددرصد با هم ازدواج کنند در آشنایی های قبل از ازدواج بی معنا است. قرار است طی این رابطه دختر و پسر با لایه های سطحی شخصیت یکدیگر آشنا شوند و این آشنایی شناختی به آنها بدهد که با آن شناخت بتوانند تصمیم بگیرند به درد هم می خورند یا نه. اما انتظار می رود چنانچه این آشنایی ها با منطق و ارزش های اخلاقی باشد، به احتمال زیادی به ازدواج منجر شود.

 

 آشنایی های قبل از ازدواج آن هم در چارچوب مشخص ارزشی و اخلاقی باعث می شود افراد عاقلانه تصمیم بگیرند، عاشقانه شروع کنند و با تعهد ادامه دهند.▪ درباره این چارچوبی که گفتید بیشتر توضیح می دهید؟

 

ـ بگذارید برایتان یک مثال بزنم. دختر خانمی برای مشاوره به مطب من آمده بود و می گفت ۷سال است با پسری دوست است و خانواده هایشان هم از دوستی آنها باخبرند و می خواست بداند با هم ازدواج کنند یا نه. من هم در جواب این خانم جوان گفتم که از همان ابتدا جاده را اشتباه رفتی. خیلی وقت ها دختر و پسرها بعد از اینکه دو سه سال با هم دوست هستند، تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند اما در طول این مدت آنقدر به هم وابسته شده اند که نمی توانند تضادها و تفاوت های شخصیتی، فرهنگی، خانوادگی و... که با هم دارند را ببینند. در واقع همین وابستگی عاطفی موجب می شود با هم ازدواج کنند و حالا که به هم رسیدند، دعواها و مشکلات و اختلافات شروع می شود؛ مشکلات و اختلافاتی که قبل از ازدواج و در دوران دوستی هم وجود داشتند اما طرفین به دلیل عشق ظاهری نمی توانستند (بهتر است بگوییم نمی خواستند) آنها را ببینند.

 

مدت آشنایی قبل از ازدواج چقدر باید باشد؟

 

ـ به طور میانگین ۳ تا ۶ ماه فرصت مناسبی است که دختر و پسر و خانواده های شان با هم آشنا شوند اما باز هم تاکید می کنم که این آشنایی ها نباید طولانی شود تا وابستگی کاذب و غیرمنطقی ایجاد کند. در طول این مدت هم می توانند از یک مشاور خانواده کمک بگیرند تا منطقی و آگاهانه تصمیم گیری کنند. گاهی افراد چند ماه با هم رابطه دارند و رفت و آمد می کنند تا یکدیگر را بشناسند ولی این روابط از همان ابتدا مبهم است و پایان مثبتی هم نخواهد داشت. به بیان دیگر، روابط قبل از ازدواج دختر و پسر باید ارتباطی منظم و هدف دار باشد و خانواده ها حتما در جریان باشند و این رابطه رسما اعلام شود و ارزش های اخلاقی در آن کاملا رعایت شود. مجاز بودن این ارتباط تا این حد باشد که هیچ گونه ارتباط جسمانی و پنهانی وجود نداشته باشد تحت نظر خانواده یکدیگر را بشناسند. همان طور که گفتم زمان این ارتباط بستگی به طرفین دارد و تا زمانی که تا حدودی یکدیگر را بشناسند این زمان طول خواهد کشید و حداکثر ۶ ماه خوب است اما اگر در این مدت دیدند که نظرها و اعتقاداتشان از هم دور است باید هرچه زودتر به این آشنایی خاتمه دهند.

 

آیا فرد در طول این مدت کوتاه می تواند شناختی کافی در مورد طرف مقابلش پیدا کند و مهم ترین تصمیم زندگی اش را بگیرد؟

 

ـ ببینید ما ۸ نوع بلوغ داریم که شامل بلوغ جنسی و جسمی، بلوغ عقلی و علمی، بلوغ عاطفی، بلوغ روانی، بلوغ بینشی، بلوغ اجتماعی، بلوغ اخلاقی و بلوغ مالی می شود و فردی که تصمیم به ازدواج می گیرد باید به این بلوغ ۸گانه رسیده باشد تا با توانایی و تجاربی که دارد و با کمک مشاور و خانواده بعد از ۳تا ۶ ماه به یک شناخت نسبی از طرف مقابل خود برسد. بسیاری بر این باورند ۶ماه فرصت بسیار کمی است چرا که افراد در طول این مدت می توانند زندگی و شخصیت واقعی خود را پنهان کنند و مانع از شناخت واقعی طرف مقابل شوند. در جواب این افراد باید گفت که چه تضمینی وجود دارد که پس از یک سال و حتی چند سال شناخت طرفین از هم کامل شود؟ بله. گاهی رفتارها و منش ها در روابط بین دو طرف ساختگی و تصنعی است و هرکس می کوشد، تصویر بهتری از خود نشان دهد اما گاهی گذر زمان چیزی را عوض نمی کند و فقط وابستگی عاطفی نابجا ایجاد می شود.

 

خانواده ها در این نوع روابط چه نقشی می توانند ایفا کنند؟

 

ـ خانواده ها باید در تربیت جوانان شان دقت لازم را داشته باشند. اول از همه باید از زمان نوجوانی یا حتی قبل تر از آن فضای ارتباط را به وجود آوریم تا دختر و پسرمان به راحتی بیایند و مسایل را با ما در میان بگذارند. باید به جوانان ابزار لازم برای شناخت بدهید تا فقط به ظاهر یک فرد نگاه نکنند. پدرها باید با دخترهایشان ارتباط عاطفی داشته باشند و به آنها بگویند که دوستشان دارند تا اگر کسی بعدها در سنین بالاتر به دخترشان گفت خیلی دوستش دارد، فکر نکند خبری شده است. متاسفانه در حال حاضر یک پسر جوان هنوز نمی داند چه چیزی می خواهد و برای زن گرفتن چه ملاکی هایی دارد. دخترها نیز همین گونه هستند و شاید فقط به ظاهر و وضعیت مالی طرف مقابل خود نگاه کنند. از طرفی خیلی وقت ها ما می بینیم جوان ما آموزش جنسی ندیده است. پس یک جوان که می خواهد ازدواج کند این آموزش ها را از کجا باید بیاموزد؟ بعضی وقت ها هم آموزش می گیرند ولی کارشناسانه نیست. این عدم آموزش بعدها در ازدواج موجب اختلافات زوجین با هم می شود.

 

تهیه کننده : مثلث

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

تست ازدواج, تست آمادگی ازدواج

تست ازدواج, تست آمادگی ازدواج

 

 

با پاسخ دادن به این پرسشها، درخواهید یافت که اعتقادات و باورهای بنیادی تان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست. هنگام پاسخ دادن به این پرسشها، اولین فکری که به ذهن تان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

 

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل تان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟

 

الف ـ این که خواسته ها و سلایق تان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.

ب ـ این که شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد.

ج ـ این که به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوید.

د ـ این که والدین و خانواده تان، او را تأیید می کنند.

 

۲ـ به نظر شما. زوج ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟

 

الف ـ این که ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.

ب ـ حتی درصورتی ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.

ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

 

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله ای از زندگی مشترک زوج ها محسوب می شود که:

 

الف ـ باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.

ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.

ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.

د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد.

 

۴ـ درزندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. این ها:

الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.

ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.

ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.

د ـ به منزله علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهایی جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

 

۵ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

 

الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصبانی نمی شوند، جروبحث به راه نمی اندازند و دعوا مرافعه نمی کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند و خویشتن دار هستند.

ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی زنند و در واقع در زندگی شان، موش نمی دوانند.

ج ـ زوجهای گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی شان لذت واقعی ببرند.

دـ زوج های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه تر و بهتری برخوردارند.

 

نتیجه آزمون

 

سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز

سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز

سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

 

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است: به شما تبریک می گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده اید. شما می دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می گذارید و از دریچه دید او به مسایل می نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

 

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است: شما از روحیه ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

 

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است: شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق تان به شدت اصرار می ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.

بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است: ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده اید؟ اگر پاسخ تان به این سؤال منفی است (که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن است

تهیه کننده : مثلث.

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

حدود روابط جنسی در دوران عقد

حدود روابط جنسی در دوران عقد

 همانطور که می‌دانید نیازهای غریزی، یکی از مهمترین دلایلی است که زن و مرد را به سوی یکدیگر می‌کشاند و آن‌ها را به‌سوی ازدواج سوق می‌دهد.

 

 یکی از این نیازها، میل جنسی است که در راستای ازدواج به طور صحیح ارضا می‌شود و زن و مرد را به آرامش فکری و روحی می‌رساند. شاید بتوان گفت که بخش مهمی از زندگی زناشویی به این مسأله مربوط می‌شود و این روابط می‌تواند اطمینان زیادی بین زوجین ایجاد کند.

 

در جامعه‌ی ما هنگامی که صیغه‌ی عقد بین زن و مرد جاری می‌شود، آن‌ها قبل از اینکه وارد زندگی مشترک گردند دورانی را سپری می‌کنند که دوران عقد نامیده می‌شود.

 

 دوران عقد به دلایل مختلف، از جمله شناخت بیشتر زوجین نسبت به یکدیگر و فرصتی برای تمرین زندگی در زیر یک سقف است اهمیت بسزایی را در سلامت زندگی مشترک خواهد داشت.

 

یکی از مسائلی که باید در این دوره مورد توجه زوجین قرار بگیرد، مسأله ارتباط جنسی و حدود آن است. زیرا بعضی جوانان گمان می‌کنند که وقتی با کسی عقد کردند دیگر همه‌ چیز تمام شده و می‌توانند هرگونه ارتباطی را با همسر خود داشته باشند.

 

 البته این طرز تفکر از نظر شرع درست است و در روایات و آیات نیز ازدواج مثبت‌ترین راهی است که می‌توان با انجام آن این نیاز غریزی را ارضا کرد.

 

 ولی در عرف و فرهنگ ما برقراری کامل رابطه‌ی جنسی پذیرفته نمی‌شود و در بسیاری از موارد آن را امری مذموم می‌دانند.

 

از طرف دیگر روان‌شناسان و مشاوران خانواده نیز این مطلب را تأیید می‌کنند و معتقدند که رابطه‌ی زناشویی کامل بهتر است به بعد از ازدواج و در زمان شروع زندگی مشترک موکول گردد.

 

 علت این امر را می‌توان این‌گونه بررسی کرد که:

دوران عقد دورانی است برای شناخت بیشتر زن و مرد نسبت به یکدیگر و اگر در این زمان زن و مرد به این نتیجه رسیدند که با یکدیگر تفاهم ندارند و نمی‌توانند نیازهای یکدیگر را برطرف نمایند، در صورت برقراری رابطه‌ی زناشویی هر کدام از آن‌ها _بخصوص دختر_ تحت فشار قرار می‌گیرد

 

 و ضربه‌ی روحی شدیدی به آن‌ها وارد می‌شود. برقراری رابطه‌ی زناشویی باعث می‌شود که زن و مرد وابستگی بیشتری نسبت به هم پیدا کنند، بنابراین بیشتر تصمیم‌گیری‌های آن‌ها نه براساس عقلانیت بلکه بر اساس احساس حاصل می‌شود و ممکن است نتوانند شناخت درستی از یکدیگر بیابند و در پی بروز مشکل ممکن است هر کدام از آن‌ها از خطای دیگری بگذرد.

 

اگر پس از برقراری رابطه‌ی زناشویی، بارداری ناخواسته‌ای حاصل شود، اضطراب و نگرانی را بویژه برای دختران در پی دارد و اطمینان و اعتماد خانواده‌ها نسبت به زن و مرد کاسته می‌شود و ممکن است هر کدام از خانواده‌های زن و مرد، داماد یا عروس‌شان را افرادی خام و سست عنصر قلمداد کنند.

 

بنابراین بهتر است که زن و شوهر در دوران عقد برای اینکه رابطه‌شان تکراری و تبدیل به یک عادت تبدیل نشود به عشق بازی و معاشقه بپردازند و از انجام رابطه‌ی جنسی کامل بپرهیزند.

 

 پوشیدن لباس‌های مناسب، استفاده از عطر و آرایش هنگام حضور نزد همسر در این موارد مفید خواهد بود.

 

تهیه کننده: مثلث

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

چرا کودکان دروغ میگویند ؟

چرا کودکان دروغ میگویند ؟

 

تنبیه برای دروغ‌گویی‌هایی که بر اثر ترس و الگوبرداری می‌باشد، در طولانی‌مدت، بی‌اثر می‌گردد؛ باید علت و انگیزه‌ی دروغ را مشخص نمود و سپس به درمان آن پرداخت.

 

دروغ‌گویی از نظر لغوی، به‌معنای کتمان واقعیت می‌باشد و معمولاً به بیان سخنی که واقعیت خارجی برای گوینده ندارد، اطلاق می‌شود. دروغ، رفتاری ناپسند است و به کودک، شخصیت ساختگی و تصنعی می‌بخشد

 

 

 

 

دروغ‌گویی در کودکان پیش ‌دبستانی، بسیار شایع است؛ کودکان در این سن، نمی‌دانند دروغ‌گویی اشتباه است؛ در کلام اغراق می‌کنند، حقایق را می‌پیچانند، وقایع را پنهان می‌کنند، داستان می‌سازند و بدیهیات را انکار می‌کنند؛ به‌همین دلیل، پدر و مادران نباید بچه‌ها را به‌خاطر این دروغ‌گویی تنبیه‌کنند، بلکه باید آن را موقعیتی جهت فرصت‌های آموزشی بدانند و درواقع، به آنان یادبدهند که چرا دروغ‌گویی اشتباه است.

 

به‌طور معمول، پدر و مادران در برابر داستان‌سرایی (چرندگویی) کودکان، وقتی داستانی را که خلاف واقع است، می‌سازند و بسیار اغراق می‌کنند، ممکن‌ است دو عکس‌العمل نشان‌دهند: گروهی به داستان‌های فرزندان‌شان گوش‌می‌دهند و آن را تأیید می‌کنند و عده‌ای دیگر اعتنایی به آن نمی‌کنند. گروه دوم، داستان‌های غیرواقعی بچه‌ها را به دروغ‌گویی نسبت می‌دهند و به فرزندان‌شان گوشزد می‌کنند که: «این داستان‌ها، دروغ است و دیگر آن را تکرار نکن

 

هر دو گروه مذکور از والدین، در مواجهه با فرزندان‌شان، ناآگاهانه عمل می‌کنند زیرا در این سن، کودک خیال‌باف است و خیال‌بافی، لازمه‌ی رشد ذهنی، عقلی و خلاقیت اوست. از آن‌جا‌که کودک در این سن، نمی‌تواند بین خیال و واقعیت تفاوتی قائل شود، وظیفه‌ی پدر و مادر، این است که هم در جهت تفکیک خیال از واقعیت و هم اجتناب از دروغ‌گویی، آموزش‌های لازم را به کودک بدهند. برای نمونه وقتی کودک می‌گوید: «من امروز در مدرسه با دوستانم خیلی بازی‌کردم و خوش‌گذشت.» پدر و مادر باید پاسخ دهند: «راستی! خیلی دوست‌داری به مدرسه بروی و دوستان زیادی پیدا کنی؛ این‌طور نیست؟» با این بیان، هم به احساس کودک احترام می‌گذاریم و هم به‌ غیرواقعی‌بودن فکرش اشاره نموده و به او کمک‌می‌کنیم تا کم‌کم خیال را از واقعیت متمایز نماید و رشد ذهنی سالمی را در جهت قوه‌ی خلاقه پیش بگیرد.

 

پدر و مادرانی که خیال‌بافی کودک را به دروغ‌گویی نسبت‌می‌دهند، کودکان‌شان را سرکش و بدرفتار می‌نمایند و خود نیز نسبت به آنان شکاک و بدگمان می‌شوند؛ این امر، به‌نوبه‌ی خود، یک چرخه‌ی دروغ و عدم اعتماد ایجاد می‌کند که چرخه‌ای بسیار ناسالم ا‌ست و باید هرچه سریع‌تر، آن را متوقف نمود تا خیال‌بافی کودک، در ورطه‌ی دروغ و دروغ‌گویی نیفتد زیرا دروغ‌گویی مانند یک بیماری جسمی ساده، شروع و کم‌کم تبدیل به یک بیماری لاعلاج می‌گردد که برای والدین، بسیار دردناک است و تبعات آن می‌تواند خطرات زیادی برای خود کودک و خانواده‌اش ایجاد نماید؛ به‌همین دلیل، ابتدا باید انگیزه و علت دروغ را شناسایی نمود و سپس به درمان آن پرداخت.

 

دروغ‌گویی، یک شاخص اختلال رفتاری است

 

دروغ‌گویی ممکن است ملاک یا نشانه‌ی یک اختلال رفتاری یا بیش‌فعالی در کودک باشد. پدر و مادران باید توجه نمایند چنان‌چه دروغ‌گویی کودک با دزدی ، تقلب ، خشونت ، بدخلقی ، فرار از مدرسه ، فراموشی ، ارتباط ضعیف در گروه ، وابستگی‌های شدید به افراد یا قدرت ، تنش ، ناتوانی در برقراری ارتباط بین اعمال و پیامد آن ، ناسازگاری و بی‌توجهی اجتماعی همراه باشد، باید با مشاور، ارتباط برقرار نمایند.

 

علل و درمان دروغ ‌گویی

 

ترس : یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های دروغ‌گویی در کودکان، ناشی از ترسی‌ست که از تنبیه والدین، معلمان و دوستان دارند. در این‌جا، پدر و مادر باید بپذیرند که فرزندشان به‌خاطر ترس از آنان دروغ گفته، آن‌گاه او را به اتاق آرامی برای گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز ببرند و پیش از متهم‌کردن او، به سخنانش گوش فرادهند و با ملایمت و مهربانی با او رفتار نمایند تا ارتباط بهتری بین‌شان برقرار شود.

 

عادت : بعضی ‌اوقات، دروغ‌گویی در کودکان، به‌صورت یک عادت درمی‌آید. ممکن است کودکی دروغ بگوید و اصرار داشته باشد که حرفش حقیقت دارد. به‌طور معمول، دروغ‌گویی‌های عادتی، از طریق مواجهه‌ی خصومت‌آمیز، تقویت می‌شود و یکی از راه‌های مقابله با آن، این است که به کودک فرصت دهیم تا دروغش را بدون ترس از پیامد آن، پس‌بگیرد.

 

الگوبرداری (مدلینگ) : یکی از مهم‌ترین علل دروغ‌گویی، الگوبرداری از والدین است. بسیاری از پدر و مادران تصورمی‌کنند دروغ مصلحتی یا بهانه‌های بی‌ضرر، اشکالی ندارد اما نمی‌دانند که کودکان از آنان یادمی‌گیرند و به دروغ‌گویی می‌پردازند. پدر و مادران، وقتی زیر قول خود می‌زنند، حقایق را وارونه کرده و حسابگرانه می‌گویند: «مجبور شدم دروغ بگویم زیرا…»، به کودکان خود دروغ‌گویی را آموزش می‌دهند. کودکان قادر به فرق‌گذاشتن بین دروغ «مصلحتی» و «غیرمصلحتی» نیستند. آنان فقط درک می‌کنند که دروغ‌گویی کار اشتباهی نیست؛ پس بهترین راه پیش‌گیری از دروغ‌گویی را باید از خانواده شروع نمود.

 

فراپیش‌گویی : گاهی کودکان، واکنش پدر و مادر را پیش‌گویی می‌کنند و درنتیجه، به دروغ می‌پردازند. کودکی گفت: «من می‌دانستم که جواب مادرم «نه» است، به‌همین‌خاطر، دروغ گفتم.» درواقع مادر با سؤال‌های مکرر خود، به کودک اجازه‌ی پیش‌بینی نتیجه را داده است. برای جلوگیری از پیش‌گویی کودک، به‌جای سؤال‌های مکرر، بهتر است حد و مرزها و قوانین موجود را برای او روشن و از قید و شرط‌های زیاد و «بکن و نکن‌های» بی‌حد و حصر، پرهیز نماییم.

 

چند توصیه به پدر و مادران گرامی :

 

- سؤال‌هایی که کودک را وادار به دروغ‌گویی می‌کند، طراحی نکنید.

 

- برای راست‌گویی، کودک را تشویق نمایید و ارزش سخن راست را برایش توضیح دهید. کودک باید ارزش راست‌گفتن را در عمل، تجربه نماید.

 

- انتظارات و خواسته‌های خود را با توجه به توان کودک تعدیل نمایید.

 

- کودکان را با یکدیگر مقایسه نکنید زیرا موجب رشد حسادت و درنتیجه، تشدید دروغ‌گویی می‌شود.

 

- کودکان خود را سرزنش و تحقیر نکنید زیرا کودک برای جبران آن، به دروغ‌گویی روی‌می‌آورد.

 

- به سخنان آنان خوب گوش‌کنید و اجازه دهید احساسات خود را آزادانه بیان کنند.

 

- الگوی مناسبی برای فرزندان باشید. (فرزندان ما آن‌چیزی می‌شوند که ما هستیم، نه آن‌چه که می‌خواهیم.)

 

آیا می‌توان دروغ‌گو را تنبیه نمود؟

 

پیش از هرچیز برای درمان دروغ‌گویی، یافتن علل و انگیزه‌ی آن بسیار بااهمیت می‌باشد؛ برای نمونه دروغ‌هایی که بر اثر ترس گفته می‌شود، با تنبیه تشدیدمی‌گردد زیرا کودک خردسال، قدرت تشخیص کافی ندارد و وقتی تنبیه‌می‌شود، نمی‌داند به‌خاطر دروغ‌گویی تنبیه شده، بلکه تصور می‌کند به‌خاطر اعمالی که انجام داده، تنبیه شده است؛ درنتیجه تلاش می‌کند راه بهتری برای پوشاندن حقیقت پیداکند؛ به‌همین دلیل، در استفاده از تنبیه، باید احتیاط‌های لازم را رعایت نمود.

 

در زیر به نکاتی مهم در مورد تنبیه اشاره می‌کنیم:

- تنبیه می‌تواند مؤثرترین روش برای دروغ‌گویی‌های یادگرفته‌شده باشد؛ مشروط بر این‌که با جهت و آموزش لازم همراه‌گردد.

 

-تنبیه برای دروغ‌گویی‌هایی که بر اثر ترس، فراپیش‌گویی و الگوبرداری می‌باشد، در طولانی‌مدت، بی‌اثر می‌گردد؛ باید علت و انگیزه‌ی دروغ را مشخص نمود و سپس به درمان آن پرداخت.

 

- یادمان باشد که تنبیه باید به‌عنوان آخرین ابزار ممکن درنظر گرفته شود، نه اولین ابزار!

 

 

 

 

 

گرفته شده از : گروه سبک زندگی سیمرغ

منبع: کتاب «راهنمایی و مشاوره کودکان» «دکتر عبدا… شفیع‌آبادی»

کتاب «روان‌شناسی رشد» «دکتر شهنام ابوالقاسمی»

ناهید بابایی‌امیری

تهیه شده توسط : مثلث

 

 

 

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

جوابهای رک

 

 

جواب سلام را با علیک بده

 

جواب تشکر را با تواضع

 

جواب کینه را با گذشت

 

جواب بی مهری را با محبت

 

جواب ترس را با جرأت

 

جواب دروغ را با راستی

 

جواب دشمنی را با دوستی

 

جواب زشتی را به زیبایی

 

جواب توهم را به روشنی

 

جواب خشم را به صبوری

جواب سرد را به گرمی

 

جواب نامردی را با مردانگی

 

جواب همدلی را با رازداری

 

جواب پشتکار را با تشویق

 

جواب اعتماد را بی ریا

 

جواب بی تفاوت را با التفات

 

جواب یکرنگی را با اطمینان

 

جواب مسئولیت را با وجدان

 

جواب حسادت را با اغماض

 

جواب خواهش را بی غرور

جواب دورنگی را با خلوص

جواب بی ادب را با سکوت

 

جواب نگاه مهربان را با لبخند

 

جواب لبخند را با خنده

 

جواب دلمرده را با امید

 

جواب منتظر را با نوید

 

جواب گناه را با بخشش

 

و جواب عشق چیست جز عشق؟

 

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار

 

مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد

 

 

.

 

+ نوشته شده در  91/02/05ساعت 16  توسط مثلث  | 

سوال

 به نظر شما دوستی قبل از ازدواج خوبه یا بد چرا؟؟

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 18  توسط مثلث  | 

خنده

هانیه خانوم تولدت مبارک ایشالله هرچقدر که دوس داری نفس بکشی و سهم خوبی از زندگی داشته باشی دوست دارم

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 18  توسط مثلث  | 

کمک

سلام به همه کسایی که سر میزنن به این عشق، من فقط دوست دارم در باره عشق ، دوست داشتن و یکی بودن مطلب بنویسم  و بنویسم شماهم  لطفا ً اگر هر مطلبی که در باره هر چیزی که میدونید خوبه و بدرد میخوره با اسم یا بی اسم بفرستین به این امیل تا بزارم تو وبلاگ که همه مون ازش استفاده کنیم

 

Adam_aval2000@yahoo.com

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 17  توسط مثلث  | 

دوستم بدار

به ارزش نگاه دوست هنگامی پی میبری که در بند دشمنان خود باشی . . .

 

آنکه از دشمن داشتن میترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . . .

بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ، ازدیاد دوستان است . . .

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملا عام تحسین . . .

به خاطر داشته باش ، همه کسانی که با تو میخندند ، دوستان تو نیستند . . .

برگ سبز درخت، “معرفت کردگار” ، و برگ زرد درخت، “معرفت روزگار” است . . .

دوستت را آنچنان دوست بدار که به افراط نروی ، مبادا روزی دشمن تو شود

 

دشمنت را به اعتدال دشمن بدار ، شاید روزی دوست تو شود . . .

 

بزرگ ترین خواسته انسان آن است که بداند برای انسان شدن چه باید بکند . . .

 

مقصد ، جایی در انتهای مسیر نیست ، بلکه لذت بردن از قدم هایی است که برمیداریم . . .

هیچ وقت به دنبال یار ماندگار نگرد ، انگاه که خود ماندگار نیستی . . .

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 17  توسط مثلث  | 

دوستی بال پرواز است

خدا همانی است که ما میخواهیم ، کاش ما هم همانی بودیم که خدا میخواست . . .

 

بدان که بزرگی ، و بزرگی تو از خداست . . .

 

سلام ، خداحافظ

 

چیز تازه ای اگر یافتی برای این دو اضافه کنید

 

تا بلکه باز شود این در بسته به روی دیوار . . .

امده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم . .
+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 17  توسط مثلث  | 

راه های زیبا

 

چه موهبت گرانبهائی است دوستی که هیچ چیز با آن لاف برابری نتواند زد.ـ ـ هوراس

 

بهترین وسلیه بــــرای دفع دشمنان ازدیاد دوستان است. ـ ـ ـ بیسمارک

 

هر گه با هرکسی تواند نشست و از هر کسی سخن تواند شنید و با هرکس خورد و خواب تواند، بدو طمع نیکی مدار که نفس او دست شیطان باز داده است.ـ ـ اسار التوحید

 

دوستان مانند کتابهای که میخوانی کم باشند و بر گزیده . ـ ـ ـ

 

کسیکه از داشتن دشمن میترسد هر گز دوستان واقعی نخواهد داشت.ـ ـ

 

یگانه راه دوست پیدا کردن اینست که خود ما نخست اضهار دوستی کنیم. ـ ـ امرسن

 

هیچ چیز خطر ناکتر از دوست نادان نیست . ـ ـ

 

هر چه دوستان تان کمتر باشد، بقدر دوستی بیشتر پی خواهید برد.ـ ـ

 

رفیق بد چون سگی است که آلوده بکثافت است و به هر کس بیشتر علاقه داشته باشد، بیشتر آلوده اش میکند.ـ ـ

 

دوست همه کس، دوست هیچکس نیست.ـ ـ ـ بوردالو

 

در دنیا هیچ چیز ناخوشتر نیست از دوستی که دوستی وی از برای عوضی و غرضـــــی باشــــــد.ـ ـ ابوالحسن فوشنجی

 

با هر کس چون شیر و شکر میامیز و بر سیمان مزیب هر کس و ناکس در میامیز. ـ جامی

 

نهـــــال دوستی واقعی آهسته رشــــد میکنـــــد. ـ ـ ژرژ واشگتن

 

دوست مثل درشکه در روز بارانی، کمیاب است .ـ ـ ولتـــــر

 

سه نوع دوستی هست که در همه جا پر ارزش و سود بخش است، و سه نوع دوستی دیگر است که زیان آور و مورث پشیمانی است، دوستی با کسانیکه در دوستی خود پایدار و با وفا هستند و یا کسانی که درستکار و راستگویند و یا آنانکه تجربه های بسیار دارند، سودمند است. ولیدوستی و رفاقت با چاپلوسان، ریاکاران و یاوه گویان مورث بدبختی و رســــــوایی است . ـ ـ ـ کنفوسیوس

 

نسبت با همه با ادب و با عده ای دوست صمیمی باش.ـ ـ ژرژواشگتن

 

دوستی حقیق مانند نهالی است که در کوهستان بروید. بمجرد اینکه ریشه های خود را بسنگهای صخرهء کوه متصل کرد ، دیگر طوفانها سخت و باد های تند قادر بکنــــــدن آن نخـــــــواهــد بـــــود . ـ ـ ـ توریه

 

دوست بجای چتریست که باید روز های بارانی همراه شما باشد. ـ ـ ـ پل برولا

 

دوستی کیفیتی است روحـــــی که دو جسم را بهم می پیوندد. ـ ـ ـ ارسطو

 

آنچه مردم دوستی میخوانند چیزی غیر از نفع شخصی نیست، دوستی خود پرستی انسان است که میخواهد از دیگران بعنوان دوستی منتفع گردد. ـ ـ لارشفوکو

 

اگـــــر میخواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشته باشید کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید . ـ ـ ـ هرشل

 

هــــر گاه میخواهی با کسی دوستی کنی بیشتر از همه ببین که فهم او چه اندازه است، نیک و بد را در چه میداند، افتخـــــار و اهانت را چه می شمارد، نیکبختی و بدبختی او در چه چیز است.ـ ـ ـ مارک اورل

 

مردم در قلمرو احساسات خیلی زود تر با هم آشنا و صمیمی میشونــــــــد تـــــا در محیط نفوذ عقـــل و منطق . ـ ـ ـ گوستاولوبون

 

وقتی زن مـــزه عشق را چشید دیگر دوستی به ذائقه او لذتی نــــــدارد . ـ ـ لارشفوگو

 

اگر به کسی اعتماد نــــــداری از او پرهیز کـــن. ـ ـ ناپلئون

 

بـرای بقای دوستی، دوستان باید فضلیت و ارزش یکـــــــدیگـــــر را بشنـــــاسنـــد و بهـــم بــدیده احتــــرام بنگــــرند . ـ ـ ارسطو

 

همانطور که عشق هـــای حقیقی کمیاب است دوستی های حقیقی نیز کمیاب. ـ ـ لارشفوگو

 

من فقط آن کس را دوست میدانم که در همه اوقات روز و شب فقط به خیر و صلاح دوست خود بیندیشد و برای خوشبخت کردن او همه کوشش خود را بکار برد. ـ ـ موزارت

 

دوست کسی است که قدر مرا میداند و برای من ارزش قائل است. ـ ـ آلبرت هوبارد

 

دوست کسی است که من بتوانم او را با اندیشه های بر گزیده خویشتن شریک سازم.ـ ـ

 

دوستی های ما نیز مانند خانه های ما، لباسهای ما، موتر های ما ، گاهی احتیاج به ترمیم دارنـــد. ـ ـ دکتر جانس

 

دوستی که بعمری مرا چنگ آرند نشاید که بیکدم بیازارند . ـ ـ سعدی

 

بدوست خود دروغ بگـــــو، اگر آنرا افشا نـــــــکرد می تـــــــوانی حقیقت را بعـــــــداً بـــه او بگویی. ـ ـ فیلسوف هندی

 

دل دوستان آزردن مراد دشمنان برآوردن است. ـ ـ سعدی

 

دوستان در زندان بکار آیند که بر سفره همه دشمنان دوست نمایند. ـ ـ ـ سعدی

 

بهترین و حقیقترین دوستانم از تهی دستانند، توانگران از دوستی چیزی نمیدانند> ـ ـ موزارت

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 17  توسط مثلث  | 

نام تو را نوشتن

دو دلم اول خط نام خدا بنویسم

یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم

 

همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود

با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم

   ای که با حرف تو هر مسئله ای حل شدنیست

به خدا خود تو بگو نام که را بنویسم

 

صاحب قبله و قبله دو عزیزاند ولی

خوشتر آن است من از قبله نما بنویسم

 

آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد

باز غم نامه به بیگانه چرا بنویسم

 

تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگین

قصه ی درد به امید دوا بنویسم

 

قلمم جوهرش از جوش و جراحت باقیست

پست باشم که پی نان و نوا بنویسم

 

بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس

پس من این بغض فرو خورده کجا بنویسم

 

بعد یک عمر ببین دست و دلم می‌لرزد

که من و تو به هم آمیزم و ما بنویسم

 

من و تو چون تن و جانند مخواه و مگذار

این دو را باز همین طور جدا بنویسم

 

شعر من با تو پر از شادی و شیرین کامیست

باز حتی اگر از سوگ و عزا بنویسم

 

با تو از حرکت دستم برکت می‌بارد

فرق هم نیست چه نفرین چه دعا بنویسم

 

از نگاهت به رویم پنجره ای را بگشای

تا درآن منظره ی روح گشا بنویسم

 

عشق آن روز که این لوح وقلم دستم داد

گفت هر شب غزل چشم شما بنویسم

                                                                      تقدیم به تمام عشقی که وجود دارد لیلا

تهیه کننده : مثلث

 

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 17  توسط مثلث  |